پرونده یک فیلم:دارکولای برام استوکر(قسمت اول)

نمایش فیلم در دانشکد(و حالا دانشگاه) صنعت آب و برق:نوستالوژی همیشگی

2mn5gdz.jpg

در این نوشتار سعی دارم در چند بخش به بررسی فیلم دارکولای برام استوکر اثر فرانسیس فورد کاپولا بپردازم.بخش اول این نوشته در واقع روایتی نوستالوژیک است از فضای پخش فیلم در دانشکده(دانشگاه امروز) صنعت آب و برق. 

سالهای ۷۶ تا ۷۸ سالهای خوبی بودند.فضای بحث و گفتگو در هر زمینه ای فراهم بود.داشتم باور می کردم منطق براین جامعه مسلط است.اگر چه از گوشه و کنار خبرهای بدی می رسید.گروههای به اصطلاح فشار کار خود را می کردند و ... لیکن انتخاباتی که طی این سالها برگزار می شد نشان می داد غالب مردم جهتگیری غیر از این روشها دارند.و البته این بود که مایه امیدواری می شد.بعد از یک دوره رای گیری پرشور انجمن اسلامی دانشکدهُ سال دوم دیگر همه چیز بر وفق مراد بود(آیا واقعا بر وفق مراد بود؟)وقتی با پیشنهاد دوستم مهدی طاهری که حالا منتخب اعضا انجم بود برای مسئولیت کانون فیلم مواجه شدم فوق العاده تعجب کردم.او بدون لینکه با من صحبت قبلی داشته باشد در جلسه ای که بمنظور هماهنگی برنامه های سال آتی برگزار شده بود این مورد را مطرح کرد.
مهدی تز جالبی داشت.او معتقد بود که پس از یک دوره نمایش عمومی حالا کانون توانسته سلیقه خاصی را سر و شکل دهد. بنابراین هدفگیری جدید برگزاری دوره های خاص برای این مشتاقان بود.در همین راستا برنامه ای تحت عنوان ده فیلم و ده نقد را مطرح کرد.در این برنامهها قرار بود پس از ثبت نام و اخذ وجه از متقاضیان نمایش فیلم داشته باشیم و بعد نقدی و نظری با حضور آدمهای سرشناس آن روزها.
موضوع اول انتخاب فیلمها بود.قرار شد در جلسه ای قبل از تعطیلات هر یک از اعضا اسامی فیلمهای مطلوبشان را برای برنامه ریزی ارائه دهند.من از همان اول فیلم دارکولای ... پیشنهاد دادم و از همان اول تقریبا همگی از فیلم بی اطلاع بودند.موضوع به هر طریق به تایید رسید.دو موضوع بود که می بایست به سرعت سر و سامان گیرد.اول تهیه فیلم بود و دوم انتخاب منتقد.
تهیه فیلم آن روزها کار ساده ای نبود.از این همه DVD گنار خیابان خبری نبود.دو سه کانون فیلم بود که فیلم کرایه می داد.البته عضویت در این کانونها کار سختی بود که قبلا طاهری مشکل را حل کرده بود.فیلم را با هر زحمتی بود از موسسه فیلمسازی .... در محل باغ فردوس که حالا موزه سینما شده تهیه کردم و از روی آن کپی تهیه کردیم.برای انتخاب منتقد ابتدا سراغ کامبیز کاهه رفتیم.او را بعد از یکی از جلسات سخنرانی شب فیلمنامه پشت صحنه گیر آوردیم.از فیلم بدش می آمد بنابراین موضوع منتفی شد.گزینه بعدی دکتر روحانی بود. بعد از یک تماس تلفنی و موافقت در یک مرکز MRI قرار گذاشتیم و یک نسخه لز فیلم را تحویل دادم.شب قبل از نمایش فیلم،تعدیل فیلم که توسط وحید معصومی نژاد انجام می شد، مهدی به سراغمان آمد.از نمایش برخی از صحنه های فیلم به شدت عصبانی شدعقیده داشت با این سو ر شکل لباسهای بازیگران نمایش فیلم با مشکل مواجه می شود.فیلم تعدیل شده به نمایش در آمد.جالبترین لحظه  تعدیلفیلم عنوان بندی آن بود هنگاهی که دراکولا در حال خداحافظی از معشوقه خود است تصویر فریز می شد اما صدا لب و بوسه این دو نفر در سالن می پیچید.

نقد فیلم با حضور روحانی بد نشد.از ژانر وحشت گفت تا خود کتاب.جالب اینکه بعدا متوجه شدم او از فیلم خوشش نمی آمده.

/ 6 نظر / 19 بازدید
کورش

شاید و متاسفانه سالهای 76تا78 سالهای طلایی عمر ما باقی بماند ما حرام شده ایم

سید مهدی طاهری

سلام البته قضاوت شما ست که در آن مخمصه من عصبانی شده بودم .شاید هم ناراحت بودم یا... نمی دانم واکنش هایم در آن مقطع چه بوده که یادآوری آن برای شما ،عصبانیت را تداعی می کند؟؟ حقیقتش آن است که من از یک فیلم وحشت انتظار آن همه مسایل جنسی درتنیده با داستان فیلم نداشتم.آن هم با آن فضای فشار بر انجمن اسلامی!

کورش

سلام نوراندیش به روز شده موضوع مهمی است من نظرم را گفته ام نظر شما را می خواهم ممنون

رضا

سلام. خاطرات کلیدی ات خواندنی است.در مورد فیلم نظری ندارم. موفق باشی!

کورش

سالروز2خرداد را که در آن زیستیم وز شوق زیستن گریستیم به خاطر آورده بزرگ میداریم

غلامرضا مظاهری تهرانی

سلام آقا سیامک یار غار دوران حوزه هنری و وحید معصومی نژاد و اتوبوس های شرکت واحد تا حوزه هنری برای دیدن یک فیلم کم سانسور که آخرش هم از آتش جهل انصار آن روز و .... امروز بی نصیب نماند. لطفا" در صورت تمایل وبلاگ ما رو هم لینک کنید.